در سال ۱۹۸۹، فیلم Back to the Future Part II تصویری از جهان سال ۲۰۱۵ ارائه داد؛ آیندهای پر از فناوریهای پیشرفته، وسایل نقلیه پرنده و ابزارهایی که زندگی روزمره را متحول کرده بودند. امروز، با گذشت بیش از یک دهه از تاریخی که مارتی مکفلای در آن فرود آمد، بسیاری از فناوریهای واقعی با تصورات سینمایی آن دوران تفاوت دارند اما جذابیت تصور آینده، همچنان پابرجاست.
این پرسش درباره بازار کار اهمیت بیشتری پیدا میکند. هوش مصنوعی مولد، سامانههای خودکار و عاملهای هوش مصنوعی (AI Agents) در حال تغییر شیوه انجام وظایف، ساختار سازمانها و مهارتهای موردنیاز کسبوکارها هستند. در چنین شرایطی، نگرانی درباره حذف مشاغل، جایگزینی نیروی انسانی و تغییر مسیرهای شغلی طبیعی است اما آیا آینده کار الزاما به معنای بیکاری گسترده و حذف نقش انسان خواهد بود؟
دو مطالعه مهم مجمع جهانی اقتصاد (World Economic Forum) در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، تصویری دقیقتر و چندلایهتر از این تحولات ارائه میکنند. گزارش نخست روندهای اشتغال و مهارتها تا سال ۲۰۳۰ را بررسی میکند و گزارش دوم، چهار سناریوی متفاوت برای آینده مشاغل در عصر هوش مصنوعی را ترسیم میکند.

گزارش Future of Jobs 2025؛ بازار کار در آستانه یک جابهجایی بزرگ
گزارش The Future of Jobs Report 2025 که در ژانویه ۲۰۲۵ منتشر شد، بر نظرسنجی از بیش از هزار کارفرما در ۵۵ اقتصاد و ۲۲ خوشه صنعتی استوار است. این شرکتها در مجموع نماینده بیش از ۱۴ میلیون نیروی کار هستند. این گزارش پیشبینی میکند که مجموعهای از تحولات فناورانه، اقتصادی، جمعیتی، ژئواکونومیک و زیستمحیطی تا سال ۲۰۳۰ ساختار بازار کار را به شکل معناداری تغییر خواهند داد. بر اساس برآورد این گزارش، تا سال ۲۰۳۰، حدود ۱۷۰ میلیون شغل جدید در جهان ایجاد خواهد شد، حدود ۹۲ میلیون شغل موجود از میان خواهند رفت یا جابهجا خواهند شد و در مجموع، خالص اشتغال جهانی حدود ۷۸ میلیون شغل افزایش خواهد یافت.
این ارقام به معنای تغییر در حدود ۲۲ درصد مشاغل فعلی است اما نکته اساسی این است که این پیشبینیها حاصل مجموع روندهای کلان هستند و نمیتوان آنها را مستقیماً به هوش مصنوعی نسبت داد. تحول دیجیتال، تغییرات جمعیتی، گذار سبز، شرایط اقتصادی و تنشهای ژئواقتصادی نیز در این برآورد نقش دارند.
کدام مشاغل با هوش مصنوعی رشد میکنند و کدامیک نابود میشوند؟
گزارش ۲۰۲۵ نشان میدهد که فناوری یکی از مهمترین نیروهای محرک تغییرات بازار کار است اما اثر فناوری بر اشتغال یکطرفه نیست.
برآوردهای گزارش درباره روندهای فناوری، نشان میدهد که هوش مصنوعی و فناوریهای پردازش اطلاعات میتوانند تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۱ میلیون شغل ایجاد کنند و همزمان به جابهجایی حدود ۹ میلیون شغل بینجامند. در مقابل، گسترش دسترسی دیجیتال نیز از عوامل مهم ایجاد و جابهجایی اشتغال است و سامانههای رباتیک و خودمختار میتوانند اثر خالص کاهنده بر تعداد مشاغل داشته باشند.
در میان مشاغلی که انتظار میرود سریعترین رشد را تجربه کنند، نقشهایی مانند متخصصان کلانداده (Big Data Specialists)، مهندسان فینتک، متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین و توسعهدهندگان نرمافزار و اپلیکیشن دیده میشوند. در سوی دیگر، برخی مشاغل اداری و دفتری از جمله دستیاران اداری و منشیهای اجرایی، صندوقداران و برخی نقشهای مرتبط با پردازشهای تکراری، در معرض کاهش تقاضا قرار دارند. طراحان گرافیک و منشیهای حقوقی نیز در این گزارش در میان نقشهایی قرار گرفتهاند که چشمانداز نزولی دارند. تغییری که گزارش، آن را تا حدی با گسترش تواناییهای هوش مصنوعی مولد مرتبط میداند.
این روند به معنای حذف قطعی یک حرفه نیست. کاهش تقاضا برای یک عنوان شغلی، حذف بخشی از وظایف آن و تغییر ترکیب مهارتهای موردنیاز، سه اتفاق متفاوتاند. ممکن است یک شغل همچنان باقی بماند اما بخش بزرگی از شیوه انجام آن تغییر کند.
آینده کار فقط به تعداد مشاغل مربوط نیست؛ وظایف نیز در حال تغییرند!
یکی از مهمترین یافتههای گزارش ۲۰۲۵، تغییر در مرز میان کار انسان و فناوری است. بر اساس برآورد کارفرمایان، در زمان تهیه گزارش، حدود ۴۷ درصد وظایف کاری عمدتاً بهوسیله انسان، ۲۲ درصد عمدتاً بهوسیله فناوری و ۳۰ درصد با همکاری انسان و فناوری انجام میشدند. انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ سهم این سه شیوه انجام کار به یکدیگر نزدیکتر شود. پرسش مهم این است که کدام وظایف به ماشین واگذار میشوند، کدام وظایف به همکاری انسان و AI نیاز دارند و کدام تواناییها همچنان به قضاوت و مسئولیت انسانی وابسته خواهند بود؟
برای مثال، در یک واحد مالی ممکن است هوش مصنوعی استخراج داده، دستهبندی اسناد و تهیه پیشنویس گزارش را بر عهده بگیرد اما تفسیر نتایج، بررسی استثناها و تصمیمگیری درباره اقدامات حساس همچنان به تخصص و مسئولیتپذیری انسان نیاز داشته باشد.
در یک تیم مارکتینگ نیز ممکن است تولید نسخههای اولیه محتوا، تحلیل دادههای کمپین و دستهبندی مخاطبان خودکار شود درحالی که تعیین استراتژی، شناخت زمینه فرهنگی، انتخاب پیام و ارزیابی پیامدهای ارتباطی همچنان به قضاوت انسانی وابسته بماند. البته این مثالها به معنای تضمین باقیماندن همه این وظایف در اختیار انسان نیستند. مرز میان کار انسانی و ماشینی به سرعت پیشرفت فناوری، کیفیت دادهها، الزامات قانونی و نحوه طراحی فرایندها وابسته است. نکته مهمتر این است که افزایش بهرهوری لزوما به معنای افزایش سهم نیروی انسانی از ارزش اقتصادی ایجادشده نیست. این که منافع حاصل از فناوری چگونه میان شرکتها، کارکنان و جامعه توزیع شود، به تصمیمهای مدیریتی، سیاستگذاری و ساز و کارهای اقتصادی نیز بستگی دارد.
گزارش ۲۰۲۶؛ چهار آینده متفاوت برای مشاغل در عصر AI
گزارش Four Futures for Jobs in the New Economy: AI and Talent in 2030 که مجمع جهانی اقتصاد در ژانویه ۲۰۲۶ منتشر کرد، از پیشبینی یک مسیر واحد فراتر میرود. این مطالعه با استفاده از سناریونویسی، دو عامل را در کنار یکدیگر قرار میدهد:
1. سرعت و میزان پیشرفت هوش مصنوعی
2. میزان آمادگی نیروی کار برای سازگاری با این تحولات
ترکیب این دو عامل، چهار سناریوی متفاوت برای بازار کار تا سال ۲۰۳۰ ایجاد میکند. این سناریوها پیشبینی قطعی نیستند بلکه روایتهایی از آیندههای محتمل هستند که به مدیران، سازمانها و سیاستگذاران کمک میکنند برای شرایط متفاوت آماده شوند.
سناریوی اول: شتاب در پیشرفت (Supercharged Progress)

در این سناریو، هوش مصنوعی با سرعتی نمایی پیشرفت میکند و نیروی کار نیز آمادگی گستردهای برای استفاده از آن دارد. سازمانها از مرحله آزمایش ابزارهای AI عبور میکنند و فرایندهای کاری، مدلهای کسبوکار و زنجیرههای ارزش خود را بر مبنای قابلیتهای جدید بازطراحی میکنند. بهرهوری و نوآوری رشد میکند و نقشهای شغلی تازهای شکل میگیرند. بخشی از کارکنان بهجای انجام مستقیم همه وظایف، مدیریت و هدایت مجموعهای از عاملهای هوش مصنوعی را بر عهده میگیرند؛ نقشی که میتوان آن را «ارکستراتور عاملهای هوش مصنوعی» توصیف کرد. با این حال، سرعت تغییر ممکن است از سرعت سازگاری نظامهای حمایتی، چارچوبهای اخلاقی و مقررات پیشی بگیرد بنابراین حتی در سناریویی با رشد فناوری و بهرهوری بالا، مسئله جابهجایی نیروی کار و توزیع منافع اقتصادی همچنان باقی میماند.
سناریوی دوم: عصر جابهجایی گسترده (The Age of Displacement)
در این سناریو، هوش مصنوعی با سرعت زیادی پیشرفت میکند، اما نیروی کار و نظامهای آموزشی توان سازگاری متناسب با آن را ندارند.
شرکتها برای جبران کمبود نیروی متخصص و کاهش هزینهها، به سمت خودکارسازی سریع حرکت میکنند. عاملهای هوش مصنوعی بخشهای بیشتری از فرایندهای کاری را بر عهده میگیرند و جابهجایی مشاغل سریعتر از توان نظام آموزشی برای بازآموزی کارکنان اتفاق میافتد. در نتیجه، با وجود افزایش بهرهوری فناوری، بیکاری، کاهش اعتماد مصرفکنندگان و شکافهای اجتماعی ممکن است تشدید شوند. وابستگی بیش از حد به عاملهای هوش مصنوعی و ضعف نظارت نیز ریسکهای عملیاتی و سیستمی ایجاد میکند. این سناریو یادآوری میکند که پیشرفت فناوری به تنهایی تضمینکننده رفاه عمومی نیست؛ آمادگی نیروی کار و نحوه توزیع منافع حاصل از فناوری نیز اهمیت اساسی دارند.
سناریوی سوم: اقتصاد کمک خلبان (Co-Pilot Economy)

در این سناریو، پیشرفت هوش مصنوعی تدریجیتر است اما مهارتهای لازم برای کار با آن در میان نیروی کار بهطور گسترده توسعه پیدا کردهاند. سازمانها بهجای اتکا به خودکارسازی فراگیر، از AI برای تقویت تواناییهای کارکنان و بهبود وظایف مشخص استفاده میکنند. تیمهای انسان و هوش مصنوعی به شکل مکمل فعالیت میکنند و کارکنان فرصت بیشتری برای تمرکز بر حل مسائل پیچیده، تصمیمگیری و خلق ارزش پیدا میکنند. سرمایهگذاری زودهنگام در آموزش، زیرساخت دیجیتال، جابهجایی شغلی و حاکمیت هوش مصنوعی، به شرکتها کمک میکند تغییرات را بهتر مدیریت کنند. این سناریو به معنای حذف سناریوی از بین رفتن یا جایگزینی مشاغل نیست بلکه بر این نکته تأکید میکند که آمادگی نیروی کار و طراحی هوشمندانه فرایندها میتواند مسیر تحول را به سمت همکاری انسان و ماشین هدایت کند.
سناریوی چهارم: پیشرفت متوقفشده (Stalled Progress)
در این سناریو، پیشرفت هوش مصنوعی تدریجی است و نیروی کار نیز از مهارتهای کافی برای استفاده مؤثر از فناوری برخوردار نیست. فشار هزینهها و تمرکز بر بازده کوتاهمدت باعث میشود بسیاری از سازمانها فرایندهای قدیمی خود را حفظ کنند و هوش مصنوعی را تنها در بخشهایی محدود به کار بگیرند. در نتیجه، افزایش بهرهوری نابرابر خواهد بود و شرکتها و مناطقی که تخصص و زیرساخت مناسب دارند، از مزیت بیشتری برخوردار میشوند. برخی مشاغل تکراری همچنان در معرض کاهش تقاضا قرار میگیرند، درحالیکه ارزش مهارتهای فنی و حرفهای تخصصی میتواند افزایش یابد. این سناریو نشان میدهد که حتی کند شدن پیشرفت فناوری نیز لزوما به معنای حفظ وضع موجود نیست؛ شکاف مهارتی و نابرابری در دسترسی به فناوری میتواند خود به عاملی برای عقبماندن سازمانها تبدیل شود.
وجه مشترک این چهار سناریو چیست؟ آینده بازار کار فقط به تواناییهای هوش مصنوعی وابسته نیست؛ آمادگی انسانها و سازمانها نیز در تعیین مسیر آن نقش دارد.
مهارتهای آینده؛ چرا سواد هوش مصنوعی بهتنهایی کافی نیست؟
گزارش ۲۰۲۵ پیشبینی میکند که حدود ۳۹ درصد از مهارتهای اصلی موردنیاز کارکنان تا سال ۲۰۳۰ تغییر خواهد کرد. این رقم نشاندهنده تحولی گسترده در نیازهای بازار کار است؛ تحولی که فقط به مهارتهای فنی محدود نمیشود. بر اساس این گزارش، مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی و کلانداده، امنیت سایبری و سواد فناوری از حوزههایی هستند که انتظار میرود اهمیت آنها سریعتر افزایش یابد. در کنار این مهارتها، تفکر تحلیلی، خلاقیت، انعطافپذیری، تابآوری، رهبری و یادگیری مستمر نیز جایگاه مهمی دارند. این ترکیب نشان میدهد که نیروی کار آینده به دو دسته توانایی مکمل نیاز خواهد داشت:
مهارتهای فناورانه: توانایی استفاده از ابزارهای AI، تحلیل داده، درک فناوریهای دیجیتال و کار در محیطهای خودکار.
مهارتهای انسانی و شناختی: تفکر انتقادی، حل مسئله، خلاقیت، ارتباط مؤثر، قضاوت و توانایی سازگاری با شرایط جدید.
بنابراین، صرفا آشنایی با چند ابزار هوش مصنوعی برای آمادگی شغلی کافی نیست. فرد باید بتواند مسئله درست را تعریف کند، خروجی فناوری را ارزیابی کند، خطاها و محدودیتهای آن را بشناسد و از نتایج برای تصمیمگیری بهتر استفاده کند.
گزارش نشان میدهد که از هر ۱۰۰ نیروی کار، ۵۹ نفر تا سال ۲۰۳۰ به نوعی آموزش یا بازآموزی نیاز خواهند داشت. از این تعداد، ۲۹ نفر میتوانند در نقش فعلی خود مهارتهای تازه بیاموزند، ۱۹ نفر ممکن است برای نقشهای دیگر در سازمان بازآموزی و جابهجا شوند و ۱۱ نفر با وجود نیاز به آموزش، ممکن است به فرصت مناسب دسترسی پیدا نکنند.
این ارقام اهمیت یادگیری مستمر را نشان میدهند؛ اما مسئولیت سازگاری نباید صرفاً بر دوش کارکنان گذاشته شود. سازمانها نیز باید در آموزش، بازطراحی مشاغل و فراهمکردن فرصتهای واقعی برای جابهجایی شغلی سرمایهگذاری کنند.
سازمانها چگونه برای آینده مشاغل آماده شوند؟
چهار سناریوی گزارش ۲۰۲۶، با وجود تفاوتهایشان، بر چند اقدام مشترک تأکید دارند؛ اقداماتی که میتوانند تابآوری سازمانها را در برابر آیندههای متفاوت افزایش دهند.
بازطراحی وظایف، نه صرفاً خرید ابزارهای AI
استفاده مؤثر از هوش مصنوعی مستلزم شناخت فرایندهای کاری است. سازمانها باید مشخص کنند کدام وظایف قابلیت خودکارسازی دارند، کدام وظایف با کمک AI بهتر انجام میشوند و در کدام مراحل حضور و نظارت انسان ضروری است.
پیوند دادن استراتژی فناوری و سرمایه انسانی
سرمایهگذاری در AI باید همزمان با توسعه مهارت کارکنان انجام شود. اگر فناوری سریعتر از توانایی نیروی کار برای استفاده از آن توسعه پیدا کند، سازمان ممکن است با شکاف مهارتی، مقاومت در برابر تغییر و کاهش اثربخشی سرمایهگذاری روبهرو شود.
ایجاد زیرساخت مناسب برای استفاده پایدار از هوش مصنوعی
داده باکیفیت، زیرساخت محاسباتی، امنیت سایبری، مدیریت دسترسی و حاکمیت داده از الزامات استفاده سازمانی از AI هستند. بدون این پیشنیازها، توسعه ابزارهای هوشمند لزوماً به افزایش پایدار بهرهوری منجر نمیشود.
طراحی نظام یادگیری مستمر
آموزش نباید به دورههای مقطعی محدود شود. سازمانها به سازوکارهایی نیاز دارند که تغییر مهارتهای موردنیاز را رصد کنند، فرصتهای بازآموزی فراهم آورند و کارکنان را برای نقشهای در حال ظهور آماده سازند.
آمادگی برای چند آینده، بهجای شرطبندی روی یک پیشبینی!
برنامهریزی سازمانی باید سناریوهای متفاوت را در نظر بگیرد؛ از پیشرفت سریع AI تا کندشدن پذیرش آن. چنین رویکردی کمک میکند تصمیمهایی اتخاذ شوند که در شرایط مختلف همچنان ارزشمند باقی بمانند. این اقدامات با توصیههای گزارش ۲۰۲۶ مجمع جهانی اقتصاد همراستا هستند؛ گزارشی که بر همکاری انسان و هوش مصنوعی، هماهنگی استراتژی فناوری و استعداد، توسعه زیرساخت و حاکمیت داده و آمادگی برای سناریوهای مختلف تأکید دارد.
سخن آخر
هوش مصنوعی ممکن است به افزایش بهرهوری و شکلگیری نقشهای جدید کمک کند یا در صورت پیشیگرفتن سرعت خودکارسازی از آمادگی نیروی کار، شکافهای شغلی و اجتماعی را تشدید کند. میان این دو وضعیت نیز مسیرهایی وجود دارند که در آنها همکاری انسان و ماشین، آموزش مستمر و بازطراحی هوشمندانه کار اهمیت بیشتری پیدا میکند. به همین دلیل آینده مشاغل فقط به آنچه هوش مصنوعی میتواند انجام دهد وابسته نیست؛ به تصمیمهایی نیز بستگی دارد که امروز درباره نحوه استفاده از آن میگیریم. شاید نتوانیم آینده را با قطعیت پیشبینی کنیم اما میتوانیم نشانههای تغییر را زودتر ببینیم، سناریوهای مختلف را بررسی کنیم و برای انتخابهای بهتر آماده شویم.